درسنامه آموزشی تاریخ معاصر ایران کلاس یازدهم
درس 9: ویژگیهاى حکومت رضاشاه
الف - وابستگی: آغاز حکومت پهلوی نقطهٔ عطفی در تاریخ فرایند وابستگی ایران محسوب میشود؛ زیرا تا پیش از روی کار آمدن رضاشاه، پیدایش سلسلههای پادشاهی و حاکمان ایرانی عموماً در چارچوب روابط قومی و یا اشرافیت داخلی شکل میگرفت. اگر چه برخی از پادشاهان ایرانی مورد حمایت قدرتهای عصر خود بودند ولی خاستگاه و منشأ روی کار آمدن آنها، بیگانگان نبودند. ظهور سلسلهٔ پهلوی و روی کار آمدن رضاشاه از همان ابتدا در امتداد استقرار نظام سلطهٔ جهانی و استعمار انگلستان شکل گرفت.
ب - خودکامگی و حکومت فردی: حکومت رضاشاه، حکومتی فردی و استبدادی بود. با وجود اصل تفکیک قوا در قانون اساسی، رضاشاه در همهٔ کارها و ارکان مملکت دخالت میکرد. نمایندگان مجلس شورای ملّی براساس فهرستی که توسط فرماندار، فرمانده لشکر و رئیسشهربانی حوزهٔ انتخابیه تهیّه و شخص رضاشاه آن را تأیید و به وزارت کشور ابلاغ میکرد، انتخاب میشدند.
بنابراین هر چند که رضاشاه حکومت پارلمانی و نهاد مشروطه را از میان نبرد، امّا روش حکومت او با حکومت پادشاهان مستبد قبل از مشروطه تفاوتی نداشت.
علاوهبر مجلس، قوای قضائیه (عدلیه) و مجریه نیز فاقد استقلال بودند. دستگاههای دولتی و وزارتخانهها، قدرت هیچگونه تصمیمگیری نداشتند و برخی به سبب شناختی که از روحیهٔ نظامی و استبداد رأی رضاشاه داشتند، حتّی قادر به اظهارنظر نبودند.
ج - ترویج ملّیگرایی افراطی: در دوران حکومت رضاشاه ملّیگرایی افراطی با هدف به حاشیه راندن اسلام شدت گرفت.
کارگزاران فرهنگی حکومت رضاشاه، به تقلید از غرب «جدایی دین از سیاست» را از لوازم ملیتگرایی قلمداد میکردند. آنها بدون داشتن درک صحیح از شرایط تاریخی ایران، همبستگی میان علایق ملّی و دینی را که در ایجاد وحدت و اقتدار کشور و هویت ملّی جامعه ایرانی نقش مؤثری داشت، نادیده گرفتند.
یکی دیگر از شاخصههای ملیّتگرایی افراطی دوران رضاشاه، قومیت ستیزی و نادیده گرفتن هویت اقوام ایرانی مانند ترک، کرد، عرب، بلوچ و ترکمن بود. اعمال تبعیض قومی و توسل به خشونت و نظامیگری برای از بین بردن گویشها و لهجههای محلی، آداب و رسوم و لباسهای زیبای محلی که تقویتکننده هویت ملّی ایرانیان است با ادعاهای رضاشاه و کارگزاران حکومتی او ناسازگار بود که آثار زیانباری برجای گذاشت. علاوه بر این، برای تغییر الفبای فارسی به لاتین تلاشهایی صورت گرفت. تقیزاده که بر این کار اصرار میکرد، تغییر خط فارسی را تنها با حمایت و به کارگیری زور بهدست رضاشاه ممکن میدانست.
در پایان حکومت رضاشاه، ملّیتگرایی با جنبش نژادپرستانهٔ نازیهای آلمان به رهبری آدلف هیتلر نزدیکی و همبستگی پیدا کرد. رضاشاه به نشریهها دستور داد تا به مقایسهٔ شخصیت او با هیتلر بپردازند و از وی تجلیل کنند.
د - نظامیگری: رضاشاه به سبب خصلتهای فردی و روحیهٔ نظامیاش، ارتش را رکن و اساس حکومت خود قرار داد. او فرماندهان ارتش را نسبت به سایر مقامهای دولتی برتر به شمار میآورد؛ و برای ایجاد ارتشی نوین، کوششهای زیادی انجام داد. امّا ارتشی که او بنیان نهاد تنها برای ترساندن و سرکوب مخالفان داخلی، چپاول و غارت ایلات و عشایر و استحکام پایههای حکومت خود شکل گرفته بود و به هیچ وجه ارتشی ملّی و مقتدر نبود تا در برابر نیروهای بیگانه کارایی داشته باشد.
رفتار رضاشاه با عشایر ایرانی همانند برخوردی بود که بیگانگان در زمان اشغال کشورمان با مردم این سرزمین میکردند. او در قیام مسجد گوهرشاد زنان و مردان بی گناه را به خاک و خون کشید.
هـ - تضعیف و تخریب ارزشهای دینی: رضاشاه پیش از رسیدن به سلطنت، برای جلب اعتماد مردم و نزدیکی به علما، با ظاهرسازی میکوشید در مراسم عزاداری و مذهبی شرکت کند تا احساسات عمومی را به نفع خود و نقشههایی که در سر میپروراند، جلب کند. یکی از مورخان، در این باره نوشته است: در نخستین سال پیروزی کودتا، در مراسم محرم و عزاداری امام حسین (ع)، رضاشاه در حالی که گِل بر پیشانی خود میمالید و کاه بر سر میریخت، به شعایر مذهبی تظاهر میکرد.
علاوه بر این، رضاشاه در خرداد ماه 1303 به وزارت معارف دستور داد که بر مطالب مذهبی و شرعی چاپ شده در مطبوعات نظارت و از درج مطالب خلاف شرع، جلوگیری به عمل آید؛ و نیز دستور تعطیلی مشروب فروشیها و قمارخانهها را صادر کرد. او در همان سال عازم عراق شد و ضمن ملاقات با عدّهای از علما و مراجع نجف، خود را حامی اسلام معرفی کرد و قول داد که دومین اصل متمم قانون اساسی مبنی بر نظارت علما بر مصوبههای مجلس را، به اجرا در آورد.
با این همه، تظاهر به دینداری او، مدّت زیادی دوام نیاورد. او، بعد از دستیابی به قدرت مطلقه، بهتدریج ماهیت ریاکارانهٔ خود را آشکار کرد و هنگامی که به سلطنت رسید، دیگر ضرورتی برای عوام فریبی و تظاهر به دینداری، احساس نکرد.
اوّلین نشانهٔ حملهٔ علنی و آشکار رضاشاه به شعایر و ارزشهای مذهبی، در نوروز سال 1306 در واقعهٔ اعتراض آیتالله بافقی به زنان عضو خانوادهٔ سلطنتی که بدون رعایت موازین شرعی وارد حرم مطهّر حضرت معصومه (س) شدند، آشکار شد. به دنبال این اعتراض، رضاشاه به قم رفت و با گستاخی تمام، با چکمه وارد حرم شد و آیتالله بافقی را زیر لگد انداخت. پس از آن نیز، دستور تبعید او را صادر کرد.
رضاشاه با سیاست حذف دین از اجتماع، سعی در محدود کردن روحانیون و کنترل حوزههای علوم دینی کرد. او با شعار «اصلاح دین»، کوشید تا ریشهٔ اسلام را برکند. جایگزین ساختن قانونهای غربی به جای قوانین مذهبی، محدود کردن روحانیان و مراسم مذهبی، ممنوع کردن برگزاری مراسم سوگواری حضرت امام حسین (ع)، برپایی «کارناوال» های شادی و رژهٔ دستههای موزیک نظامیان در روز عاشورا، تخریب مدارس و حوزههای علمیه، تغییر کلاه و لباس، برداشتن حجاب و رواج منکرات و کارهای خلاف شرع، از دیگر برنامههای دین ستیزانهٔ رضاشاه بود.
اقدامات ضد دینی رضاشاه، محصول اندیشهٔ خوِد او نبود. جریان هدایتگری که این برنامهها را به وی القا میکرد، متشکل از کسانی بود که در روی کارآوردن و دستیابی او به قدرت، نقش داشتند. این اقدامها، بهظاهر تحت عنوان تجددخواهی یا اصلاح مذهبی صورت میگرفت امّا اسناد تاریخی آشکار میکنند که استعمار نوین، برای از میان برداشتن مظاهر دین و روحانیت که مانع سلطهٔ آنها در ایران بود، به این روشها متوسل میشد.
رفتار خشونتآمیز رضاشاه با طلبههای علوم دینی و یورش به حوزههای علمیه، چهرهٔ واقعی و ماهیّت او را آشکار ساخت، و دیری نپایید که با به شهادت رساندن علمای آگاه و مبارزی چون آیتالله مدرس و دستگیری و تبعید عالمان بزرگ، پرده از سیاست ضدّدینی خود برداشت.
آیتالله حاج آقا نورالله اصفهانی در اصفهان، آیتالله حاج حسین طباطبایی قمی در مشهد، آیتالله سیّدابوالحسن انگجی و آقامیرزاصادق در تبریز و … با حرکتهای ضدّمذهبی رضاشاه که تخریب هویت ملّی و افزایش نفوذ استعمار را درپی داشت، به مخالفت پرداختند.
تغییر کلاه و لباس
تغییر کلاه و لباس، بخشی از برنامهٔ شبیهسازی جامعهٔ ایران و همرنگ شدن مردم آن با اروپاییها بود. لباس و پوشاک هر جامعه، به تناسب اعتقادات دینی، فرهنگ، آداب و رسوم ملّی و شرایط اجتماعی و اقلیمی با دیگر جوامع، متفاوت است. اقوام ایرانی، از دیرباز، دارای لباس و پوشش مخصوص به خود بودهاند. نوع لباس و پوشش هر ملّت نمایش گر هویت آن مردم است که در کشوری مثل ایران پس از گذر قرنها و هزارهها بهتدریج شکل گرفته است. بنابراین محروم کردن اجباری مردم از لباس محلّی و یا پوشش ملّی ضربهزدن به هویّت آنهاست.
رضاشاه ابتدا با به کارگیری زور، کلاه لبهدار موسوم به «کلاه پهلوی» را در میان مردم متداول کرد اما پس از بازگشت از سفر ترکیه، به تقلید از «آتاتورک» دستور داد که کلاه پهلوی نیز ممنوع و منسوخ شود و اعلام «از این پس مردان باید «کلاه شاپو» بر سر بگذارند».
در دی ماه سال 1307، قانون اجباری متحدالشکل کردن لباس در ایران، با قید دو فوریت، به تصویب مجلس هفتم رسید. براساس این قانون، همهٔ مردم ایران، اعم از شهری و روستایی و عشایر چادرنشین موظف به رعایت آن بودند. مجازات متخلفان، جزای نقدی یا زندان بود.
کشف حجاب
تغییر لباس، مقدمهای برای کاهش مقاومت و حسّاسیت جامعه نسبت به حجاب و در نهایت، برداشتنِ آن بود. ایرانیان از دیرباز مردمی نجیب و موقّر بودند. فرهنگ و تمدن مردم ایران باستان در مقایسه با سایر تمدنهای هم عصر خود، از اصالت، عقلانیت، اخلاق و معنویت متعالیتری برخوردار بود. با نگاهی به حجّاریها و نقشهای برجستهٔ تخت جمشید، بیستون و دیگر آثار برجامانده از ایران باستان، این حقیقت به روشنی آشکار میشود که خلاف فرهنگ برهنگی رایج در تمدن یونان و روم باستان، زنان ایرانی، در روزگاران قدیم نیز حجاب و عفاف داشتهاند. بهخصوص پس از پذیرش اسلام این سنت تقویت شد. پوشیدگی لباس زنان ایرانی جزو فرهنگ ملی و دینی آنان بوده است، لذا مبارزه با آن امری عقلانی نیست؛ بهویژه وقتی که با زور و تحقیر همراه باشد.
مقابله با حجاب که به کشف حجاب معروف شد، بهطور رسمی از روز 17 دی ماه 1314 آغاز و با بهکارگیری زور و خشونت، دنبال شد.
فرمان اجباری کشف حجاب، با مقاومتهای مردم و عالمان دینی شهرهای مختلف ایران روبهرو شد. در شهر مقدس مشهد، مردم به نشانهٔ اعتراض، در مسجد گوهرشاد اجتماع کردند. بهدستور مستقیم رضاشاه، مأموران، مسجد را به محاصره در آوردند و با پتک در مسجد را شکستند و وارد صحن شدند و با مسلسلهای سنگین، از اطراف و بامهای حرمِ مشرف به صحنِ مسجدِ گوهرشاد، آنها را به گلوله بستند و جمع کثیری را به شهادت رساندند.
بخش دیگری از فعّالیتهای بیدارگرانهٔ علما در زمان رضاشاه، مبارزه با گسترش کمونیسم در جامعه بود که در سالهای پس از برکناری و تبعید او، تشدید شد.
پرسشهای نمونه (صفحه 99 کتاب درسی)
1) رضاشاه پیش از رسیدن به سلطنت برای تظاهر به دینداری چه اعمالی انجام داد؟
الف) مراسم مذهبی و عزاداری شرکت میکرد و در مراسم محرم و عزاداری امام حسین (ع) گل بر پیشانی خود میمالید کاه بر سرخود میریخت؛
ب) او در سال 1303 به وزارت معارف دستورداد از درج مطالب خلاف شرع در مطبوعات جلوگیری کند و دستور بستن مشروب فروشیها و قمارخانهها را صادرکرد؛
پ) او سال 1303 عازم عراق شد و ضمن ملاقات با عدهای از علما و مراجع نجف خود را حامی اسلام معرفی کرد و قول داد دومین اصل متمم قانون اساسی مبنی برنظارت علما برمصوبات مجلس را به اجرا درآورد.
2) رضاشاه در دوران سلطنت خود برای محدود کردن دین و شخصیتهای دینی چه اقداماتی انجام داد؟
1- محدود کردن روحانیون و کنترل حوزههای علوم دینی
2- شعار اصلاح دین
3- تجدد خواهی و جایگزین کردن قوانین غربی بهجای قوانین مذهبی
4- محدود کردن مراسم مذهبی
5- ممنوعیت مراسم سوگواری حضرت امام حسین(ع)
6- برپا کردن کارناوال شادی و رژه دستههای موزیک نظامیان در روز عاشورا
7- تخریب حوزههای علمیه
8- تغییر لباس و کلاه و برداشتن حجاب
9- رواج منکرات و اعمال خلاف شرع.
3) اقدامهای ضد دینی رضا شاه ریشه در چه جریان فکری و فرهنگی داشت؟
استعمار نوین، برای از میان برداشتن مظاهر دین و روحانیت که مانع سلطهٔ آنها در ایران بود، به این روشها متوسل میشد.
4) در دورهٔ سلطنت رضاشاه چه تغییراتی در لباس و کلاه مردم ایجاد شد؟
ابتدا رضاخان با توسل به زور کلاه لبهدار ( پهلوی) را متداول کرد و پس از بازگشت ازترکیه به تقلید از آتاتورک کلاه پهلوی را ممنوع و کلاه شاپو را جایگزین آن کرد و در دی ماه 1307 قانون اجباری متحدالشکل کردن لباس با قید دو فوریت به تصویب مجلس هفتم رسید. براساس آن همه مردم اعم از شهری و روستایی و عشایر چادرنشین موظف به رعایت آن بودند مجازات متخلفان جزاء نقدی یا زندان بود.
اندیشه و جستوجو (صفحه 99 کتاب درسی)
1. در مورد شیوه برخورد مأموران حکومتی با زنان با حجاب در دوره رضاشاه، مطلبی تهیه کنید.
2. با استفاده از کتاب «مسئله ی حجاب» استاد مطهّری و تاریخ تمدن ویل دورانت، درباره ریشه های تاریخی اعتقاد مردم ایران به حجاب و حتّی وجود پوشش چادر و حجاب برای خانم ها در ایران باستان تحقیق کنید و مقاله ای بنویسید.



